Tuesday, 25 September 2012



آمریکا: شرکت نفت ایران با سپاه پاسداران ارتباط دارد

مقام‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا در گزارشی شرکت ملی نفت ایران را با سپاه پاسداران مرتبط دانسته‌اند؛ موضوعی که می‌تواند راه را برای تحریم‌های جدیدتری علیه بانک‌ها و موسسات مالی طرف معامله با شرکت ملی نفت ایران باز کند.

وزارت خزانه‌داری آمریکا شرکت ملی نفت ایران را که یکی از بزرگ‌ترین موسسات صادرکننده نفت دنیاست تحت نفوذ سپاه پاسداران دانسته، ن
هادی که به اتهام «تروریسم و نقض حقوق بشر» مشمول تحریم‌های آمریکا شده است.

کنگره آمریکا وزارت خزانه‌داری را موظف به ارائه گزارشی کرده که باید روشن نماید آیا شرکت ملی نفت و نفتکش‌های ایران در ارتباط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند یا خیر. در ماه اوت سال میلادی جاری قانونی تحت عنوان "کاهش تهدیدهای ایران و حقوق بشر در سوریه" در کنگره آمریکا به تصویب رسید که بر اساس آن وزارت خزانه‌داری این کشور موظف است به کنگره درباره احتمال ارتباط شرکت ملی نفت ایران با سپاه پاسداران گزارش دهد.

آدم سوزبن، رئیس دفتر کنترل دارایی های خارجی این وزارتخانه در گزارشی که به کنگره آمریکا داده تاکید کرده که نفوذ سپاه پاسداران در شرکت ملی نفت، در یک شرکت پترولیوم و گاز خام در تهران و در تمام بخش انرژی ایران افزایش یافته است.

ادامه تحقیقات برای تشدید تحریم‌ها

در گزارش هم‌چنین به تلاش‌های سپاه پاسداران در ایجاد کمپینی برای دور زدن تحریم‌ها و فروش نفت ایران اشاره شده است. با این حال رئیس دفتر کنترل دارایی های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا گفته است که شواهد کافی دال بر ارتباط شرکت ملی نفتکش‌ ایران با سپاه پاسداران در دست ندارد.

سناتور دمکرات روبرت منندز، که نقش مهمی در قانون تشدید تحریم‌ها ایفا کرده، از وزارت خزانه‌داری خواسته‌است که به تحقیقات خود در این زمینه ادامه دهد.

تحریم‌های وضع شده توسط ایالات متحده به شرکت‌های آمریکایی امکان معامله با شرکت ملی نفت ایران را نمی‌دهد، اما گزارش جدید وزارت خزانه‌داری آمریکا معنایش این است که آمریکا می‌تواند از این پس فشار را بر بانک‌های خارجی و موسساتی که معاملات مالی ایران را رتق و فتق می‌کنند افزایش دهد.

ایالات متحده آمریکا در ماه سپتامبر سال جاری معافیت ۱۸۰ روزه‌ای را که برای خریداران عمده نفت ایران، از جمله ژاپن و ده کشور اتحادیه اروپا در نظر گرفته بود، تمدید کرد.

Monday, 24 September 2012


کوچک‌زاده: خدا کند مجبور نشوم آنچه در مورد احمد توکلی می‌دانم را بگویم !

بهار : در ادامه تشديد نزاع و اختلافات بين اصولگرايان، مهدي كوچك‌زاده از نماینده‌هاي مجلس نهم، با بیان این مطلب که به دلیل مشی غیر اخلاقی توکلی،‌ لزومی نمی بینم به مطالب منتشر شده در سایت منتسب به او پاسخ دهم، گفت: خدا کند روزی فرا نرسد که آنچه در مورد توکلی می‌دانم را ‌بگویم.

مهدی کوچک زاده٬ در گفتگو با سایت «شبکه ایران» (ارگان دولت) این مطلب را بیان کرده و افزوده است در حال حاضر نمی‌خواهد پاسخ احمد توکلی و سایت وابسته به وی «الف» را بدهد.
وی اظهار کرده که «توکلی نشان داده درصدد اصلاح روش‌های متکبرانه و مغرورانه خود نیست» و او «دست از قدرت طلبی در قالب حرنمایی بر نمی‌دارد و با موضع گیری‌های خود نشان داد که قابل هدایت نیست» وی این سخنان را در واکنش به مطلب منتشر شده توسط سایت الف عنوان کرد.

این سایت که تحت مدیریت احمد توکلی است، نامه تشکر آمیز ۱۶۴ نماینده مجلس از رییس جمهور به دلیل انتصاب سعید مرتضوی به عنوان رییس سازمان تأمین اجتماعی را "خنجری بر پیکر عدالت و تدبیر مجلس نهم" عنوان کرد.
مهدی هاشمی ساعتی قبل از امارات وارد فرودگاه امام خمینی تهران شد و پس از تفهیم اتهام توسط مقامات دادستانی اعلام شد که روز دوشنبه به دادسرا مراجعه خواهد کرد.
به گزارش کلمه، مهدی هاشمی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی که عصر امروز از امارات به سمت تهران حرکت کرده بود ساعت ۲۱ و ۴۵ دقیقه امشب وارد فرودگاه امام خمینی تهران شد.
بر اساس گزارش ها بعد از ورود مهدی هاشمی به فرودگاه و طی مراحل تشریفات ورود به کشور، نماینده دادستانی برای تفهیم اتهامات به وی در فرودگاه حاضر شد و آنطور که محمود علیزاده طباطبائی، وکیل مهدی هاشمی اعلام کرد موکلش پس از دریافت احضاریه، فردا برای دفاع از اتهامات در دادسرا حاضر خواهد شد و پس از آن قاضی پرونده تصمیم گیری خواهد کرد.
نماینده دادستان نیز پس از پایان تفهیم اتهام بدون پاسخ به سوالات خبرنگاران سالن فرودگاه امام خمینی را ترک کرد.
مهر نیز گزارش داده که محسن هاشمی رفسنجانی برادر بزرگتر مهدی و فرزند ارشد آیت الله هاشمی رفسنجانی برای استقبال از وی در سالن انتظار فرودگاه امام خمینی (ره) تهران حضور یافته است.
محمود علیزاده طباطبایی گفته بود: مهدی هاشمی به روال طبیعی مستقیم به منزل خودش می‌رود.
او بازداشت مهدی هاشمی در فرودگاه را بعید دانسته و گفته بود: دلیلی برای بازداشت وی در فرودگاه وجود ندارد و موارد اتهامی او جزء مواردی نیست که نیاز به بازداشت موکلم باشد. پس از بازگشت مهدی هاشمی به اتهامات مطرح شده علیه وی پاسخ خواهیم داد تا پرونده روند قانونی خود را طی کند.
در همین حال مصطفی صابری دبیر تشکیلات اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان ساعتی پیش به فارس گفته بود که دانشجویان معترض در مقابل منزل مهدی هاشمی تجمع کرده اند تا مانع از ورود او به خانه شوند.
او گفته بود: “تجمع دانشجویان مقابل منزل مهدی هاشمی باعث می‌شود تا از ورود وی جلوگیری شود و دستگاه قضایی نیز هر چه سریع‌تر مهدی هاشمی را بازداشت کند”.
اما بعدا اعلام شد که این تجمع برگزار نمی شود، چون برای آن مجوز صادر نشده است.
دانشجویان هم چنین روز گشته با توجه به اخبار ضد و نقیضی که در مورد ورود مهدی هاشمی در شامگاه شنبه به تهران در رسانه ها منتشر شده بود در فرودگاه امام خمینی(ره) تحصن کرده و خواستار بازداشت فوری وی شده بودند.
محمد پهلوان دبیر سیاسی جامعه اسلامی دانشجویان نیز در گفتگو با مهر با بیان اینکه مهدی هاشمی پس از ورود به کشور باید دستگیر شود مدعی شد: دانشجویان و اعضای جامعه اسلامی دانشجویان از مسئولین قوه قضائیه می خواهند که در زمان ورود مهدی هاشمی به کشور وی را دستگیر کنند.
پهلوان همچنین به نامه جامعه اسلامی دانشجویان که خطاب به آملی لاریجانی شده است اشاره کرد و اظهار عقیده کرد: این تشکل دانشجویی نامه ای را به رئیس قوه قضائیه ارسال کرده است و در آن نامه خواهان رسیدگی جدی به پرونده مهدی هاشمی رفسنجانی شده است.
مهدی هاشمی در حالی به ایران باز می گردد که شامگاه دیروز فائزه هاشمی برای اجرای حکم شش ماه زندانش بازداشت و به بند امنیتی زندان زنان اوین منتقل شد.
صبح امروز اخبار حکایت از آن داشت که همزمان با جلب فائزه هاشمی به اوین، برادرش مهدی هاشمی اعلام کرده که عزم وی برای بازگشت به کشور جدی تر شده است.
به گزارش کلمه شب گذشته فائزه هاشمی در حالی با چادر خانگی به اوین اعزام شد که سعید تاجیک که به دختر هاشمی رفسنجانی هتاکی کرده بود، آزاد است و تهدید کرده است اگر او را بازداشت کنند، به کمک بچه های حزب اللهی برخورد قهر آمیز می کنند.
همزمان با این رویداد یکی از بستگان خانواده هاشمی به روز گفته است مهدی هاشمی در اولین واکنش نسبت به دستگیری فایزه هاشمی گفته است که عزم وی برای بازگشت محکم تر شده و راهی تهران می شود.
وکیل فرزندان هاشمی رفسنجانی درباره آخرین وضعیت بازگشت مهدی هاشمی نیز گفته بود: مهدی هاشمی از مدت ها قبل قصد بازگشت به تهران را داشته است اما به دلیل برخی مشکلات بازگشت او به تعویق افتاده بود.
حضور ما در عرصه های بین المللی موقعیت خوبی است که تصور و ذهنیت مردم دنیا را نسبت به ملتی (یعنی دولتی) که از سوی غرب به عنوان تروریست معرفی شده عوض کنیم»
*ماشین ترور اسلامی سالهاست واز آغازحضور نکبت بارجمهوری اسلامی در خارج از ایران فعال بوده است، رژیم ج.ا باپشتوانه دولت های اروپایی برنامه های ترورش را با موفقیت به انجام میرسانیدو سازمان های امنیتی همین دولت ها کمکش می کردند تا از صحنه بگریزد.
*این محکومیت می تواتست مهم باشد که ما از آن بهره بگیریم وبا استناد بدان حکومت را هر روز بیش از گذشته به انزوا بکشانیم اما ما که خود مدافع وآرایشگر هنر صادراتی شدیم وبه کیارستمی ارج گذاشتیم وافتخار کردیم ودستش را برای ساختن فیلمی که جنایت میکونوس را به سایه کشاند صمیمانه فشردیم چه اعتراضی می توانیم به دولت آلمان داشته باشیم؟
 
***
 
ماشین ترور اسلامی سالهاست واز آغازحضور نکبت بارجمهوری اسلامی در خارج از ایران فعال بوده است، رژیم ج.ا باپشتوانه دولت های اروپایی برنامه های ترورش را با موفقیت به انجام میرسانیدو سازمان های امنیتی همین دولت ها کمکش می کردند تا از صحنه بگریزد ویا اگر تروریست به چنگ میافتاد با یک معامله آب ونان دار دولتی قضیه را رفع ورجوع می کردند.برای نمونه می شود به محاکمات مربوط به طرح ترور شاپور بختیار در فرانسه وبرگرداندن انیس نقاش به دامان جمهوری اسلامی اشاره داشت،در کشورهایی که معاملات گسترده تر ی با جمهوری اسلامی داشتند برای ترور مخالفان فضای مناسب تری فراهم بود ، اکثر ترور های جمهوری اسلامی در آلمان واطریش و فرانسه طراحی واجرا می شد، به هنگامی که هلموت کهل در آلمان دولت را در دست داشت ،جنایت کافه میکونوس به وقوع پیوست، دولت کهل قصد داشت به نوعی این اتفاق درد سر ساز را حل وفصل کند اما ایستادگی کوبشن قاضی شجاع پرونده باعث شد که نتوانند پرونده را به نفع ج. اسلامی .مانند پرونده فریدون فرخ زاد مختومه اعلام کنند وبعد از ۵ سال تحقیق وتفحص وجمع آوری اطلاعات ، بهره از شهادت شاهدان ، سرانجام مقامات جمهوری اسلامی از خامنه ای و رفسنجانی گرفته تا فلاحیان، موسویان وولایتی نامشان در فهرست گروه ترور قرار گرفت .کاظم دارابی یکی از مجریان این طرح به حکم دادگاه به حبس ابد محکوم شد .اتحادیه اروپا سفیران خود را فرا خواندند وجو عمومی بر علیه ج.ا شکل گرفته بود. من همان زمان در سرمقاله نشریه سینمای آزاد نوشتم:
«… رژیم می داند که سران کشور های اروپایی از آن عاقل ترند که به خاطر چند فقره قتل نا قابل! مشتری به این نازنینی! را از دست بدهد»
 زمان گذشت وخیلی زود حدس من به واقعیت پیوست. کشور های اروپایی از شیوه های متفاوت بهره گرفتند تا تاثیر این اقدام قاضی کوبشن را کم رنگ و محو کنند. اما چگونه این امکان فراهم شد؟ به کمک خود ما، تعجب می کنید؟ اما واقعیت دارد، ما خود همه زحمات قاضی کوبشن را هدر دادیم وبرای رژیم بی آبرویی که تروریست بودن آن در سطح جهان پراکنده شده بود آبروی کاذب کسب کردیم .چه بسا این اتفاق می توانست آغاز حرکتی باشد که راه را برای اقدامات بعدی وبه سقوط کشاندن خونخوارترین سیسم حکومتی دنیا هموار کند.نمیخواهم در باره شگرد رژیم بعد از جنایت کافه میکونوس، پوشاندن لباس اصلاح طلبی به خاتمی شارلاتان وتقسیم کردن رژیم به دو بخش خوب وبد حرفی بزنم که دیگر مثل روز روشن شده است. ج. اقتل ها وجنایتهایش را با چهره واقعیش مرتکب می شد وارتباطش با دنیا را با ماسک اصلاح طلبی برقرار می کرد واین باب طبع دنیای غرب بود. هم راه معامله با یک رژیم تروریست وشرکت در چاپیدن مردم ایران ، برایشان فراهم شد وهم برای مردم خودشان اینطور وانمود می کردند که دارند از اصلاحات در جمهوری اسلامی حمایت می کنند، طرح وبرنامه ای که با موفقیت به انجامش رسانیدند.
 یکی از امکاناتی که تاثیر مهمی در بزک چهره حکومت ج . اسلامی بعد از ترور در کافه میکونوس داشت روی خوشی بود که دولت های اروپایی وامریکا وکانادا و…نسبت به صادرات فرهنگی جمهوری اسلامی نشان دادند برای نمونه در آلمان بودجه های ادارات فرهنگ استان ها بیشتر در اختیار کانون هایی قرار می گرفت که محصولات رژیم سانسور را اشاعه می دادند. گروهای موسیقی وتاتر، وهمراه آنان نویسنده .شاعر، نقاش وعکاس اصلاح طلب بدون فاصله به اینجا صادر شدند. وسینما در میان همه امکانات تهاجم فرهنگی جمهوری اسلامی بردش بیشتر و تاثیرش فراتر بود. دلالها وکارجاق کن ها، بیشتر ین نیرویشان را روی صادرات سینمای جمهوری اسلامی متمرکز کرده بودند. جمهوری اسلامی هم بیشترین بودجه را خرج فیلمهای سینمای گلخانه ای می نمود. ترور در کافه میکونوس برلین رخ داد اما عوارضش دامنگیر همه کشورهایی شد که منافع سرشاری در جمهوری اسلامی داشتند . در کوران تیرگی ارتباط با غرب یکباره اعلام شد که آقای کیارستمی میخواهد فیلم طعم گیلاس را به فسیوال کن بیاورد اما مقامات سینمایی ج. اسلامی مانعش می شوند! کمی تعجب کردیم! عباس کیارستمی که خود تائید کنده سانسور است چطور نا پرهیزی کرده و فیلمی می سازد که ج. اسلامی هم تحملش نمی کند؟خلاصه آن که خبلی زود معلوم شد که همه این برنامه ها با،مشارکت ژیل ژاکوب مدیر جشنواره کن طراحی شده بود تا داوران را فریب دهند وبه خاطر مبارزه با سانسور در ۵۰ سالگی کن جایزه نخل طلا را برای طعم گیلاس که حتا اگر میخواستند سینمای ضد قصه را هم ارج بگذارند استحقاقش فراتر از پذیرش فیلم در یکی از بخش های فرعی جشنواره کن نبود، جور کنند.
آن زمان هنوز ارتباط های اینترنتی گسترش نداشت. من مطلب کوتاهی نوشتم وفرستادم به کیهان لندن که بیشترین اخبار واطلاعات پیرامون طعم گیلاس را منعکس میکرد.یادداشت من با عنوان از کن تا برلین به چاپ رسید بخشی از مطلبم را اینجا تکرار می کنم.
«فیلم سالهای آتش زیر خاکستر ساخته محمدلخدر حمینه کارگردان الجزیره ای در سال ۱۹۷۵ جایزه نخل طلا گرفت. چون ژیسکاردستن قرار بود به مناسبت استقلال الجزیره به آن کشور برود. در واقع نخل طلای کن به فیلم مذکوربه نوعی دلجویی فرانسه از دولت الجزیره بود. جشنواره ای با چنین پیشینه ای آدم های کنجکاو وفضول را می توانذ به این نکته توجه دهدکه اهدا نخل طلا به طعم گیلاس هم به نوعی دلجویی دول اروپایی بود برای ترمیم ضربه هایی که به رژیم بابت رای دادگاه میکونوس وارد آمده بود»
اما آنچه ناسزا در چنته مدافعان هنر حکومتی یافت می شد نصیب من شد، اتفاقا در گزارشی که کار ارگان رسمی اکثریت که خودش از خط فرهنگی رژیم به خاطر مواضع سیاسی اش حمایت می کرد همان موقع منتشر کرد صریحا ارتباط اهدائ جایزه نخل طلا به فیلم طعم گیلاس ،با ترور در کافه میکونوس رامطرح کرد و نوشت:
«… اما بعد تر وزارت خارجه ج.ا باتوجه به تنش های کونی در روابط رژیم با اروپاوبرای ممانعت از انزوای بیشتر حکومت نزد جهانیان از وزارت ارشاد خواست تابا اجازه ارسال فیلم به کن به ترمیم وجه خارجی رژیم کمک کندواز بار تبلیغاتی که پس از رای دادکاه میکونوس به راه افتاده بود بکاهد»
 این اظهار نظر نشریه کار بیشتر از این جهت اهمیت دارد که اولا نشان می دهد که حتا سازمان های مدافع خط اصلاح پذیری حکومت کاملا واقف بودند که به چه انگیزه ای رژیم برای کسب نخل طلا با جشنواره کن زد وبند کرد. به خصوص مشخص می شود که دکتر هدایتی وزیر امور خارجه که خود در طرح واجرای ترور نقش داشته است برای رساندن فیلم به کن تلاش می کند. اما یک سوال را ازکادر مرکزی این سازمان داریم ؟
 چرا وقتی برای سازمان شما مشخص شد که جمهوری اسلامی از سینما بهره سیاسی می برد وبرای یه سایه کشاندن ترور میکو نوس با فستیوال کن ( که ففط نمو نه ایست از راه وروش ساخت وپاخت با جشنواره هابرای بزک چهره ج. ا ) معامله کرده است. هیج اقدام دیگری برای مقابله با این شگرد نکردید؟ وخود در هر موقعیتی به مبلغ خط فرهنگی / سینمایی جمهوری اسلامی مبدل شدید؟
 اما این سئوال همراه با تاسف را از اکثر سازمانهای سیاسی که مواضع قاطع علیه کلیت رژیم داشتند هم دارم .آنها هم بطور جدی وپیوسته به این مسئله مهم بها ندادند. آیا نیاز به دلایل بیشتری بود تا قصدو نیت پلید جمهوری اسلامی را در یابیم؟ مگر من بسیاری از اسناد را از میان هما ن نشریات داخل رژیم بیرون نکشیدم وانتشار ندادم؟ چند مورد آن را دوباره نویسی می کنم .
 خود آقای کیارستمی فرمود:
«حضور ما در عرصه های بین المللی موقعیت خوبی است که تصور و ذهنیت مردم دنیا را نسبت به ملتی (یعنی دولتی) که از سوی غرب به عنوان تروریست معرفی شده عوض کنیم»
 بعد رایزن فرهنکی رژیم هم بیان داشت:
«جناب آقای عباس کیارستمی، با سلام. تبریکات متعددی که از جانب هم میهنان ودیگران بما ابراز می شود حاکی از تاثیر بسیار مثبت مطرح شدن نام جمهوری اسلامی در سطحی چنین گسترده است» با احترام سید حسن هاشمی رایزن جمهوری اسلامی در پاریس
 هفته نامه سینما نوشت :
 «پیروزی کیا رستمی پیروزی جمهوری اسلامی بود»( هفته نامه سینما شماره۲۶۰(
مرتصا ممیز درمجله دنیای سخن وُیژه نامه کن اینگونه نظر داد:
…« ملتی ( دولت جمهوری اسامی ) راکه در جو جهانی زیر آماج زهر پاشی ها (رسوایی رژیم بعد از ترور میکونوس) قرار داده اند بیک باره سر بلند وسرفراز کند»(مرتضی ممیز ویژه نامه کن، مجله دنیای سخن(
 سردبیر وِیژه نامه سخن نوشت:
*ایران ( ج.ا) با رفتار های مناسب با مشخصات ملی/ مذهبی خود بر آثار تهاجم تبلیغاتی رسانه ها (انعکاس ترور در کافه میکونوس) موفق می شود عملکر د آنها را با یک کرشمه فرهنگی(نخل طلای کن) حنثا کند» ( سرمقاله دنیای سخن ویژه نامه کن(
بعد خواندیم دولت آلمان کاطم دارابی را آزاد کرد. در باره آزادی دارابی در سایت اخبار روز میخوانیم:
«طبق قوانین آلمان، مجرمان غیر آلمانی که ۱۵سال از محکومیتشان را در آلمان گذرانده باشند، به کشور خود بازگردانده می‌شوند با این شرط که بقیه دوران محکومیت خود را در زندان‌های آنجا طی کنند»
 اگر این نظر سایت اخبار روز از قوانین دادگستری آلمان استخراج شده باشد این ماده مربوط به جرایم غیر سیاسی است، چون در قتل های سیاسی که نمی شود قاتل را به کشوری که سرانش محکوم به دست داشتن در عملیات تروریستی شده است فرستاد تا بقیه محکومیتش را در زندان آن کشوری طی کند که سران آن خود فرمان قتل را صادر کرده اند وسپاسگزاری کاظم دارابی از کوشش های جمهوری اسلامی برای رهائیش این حس را بر می انگیزد که معامله ای برای آزادی او صورت گرفته است. همینطور در نوشته دیگری میخوانیم:
 برای جرایمی نظیر جنایت سنگین کافه می کونوس حد اقل زندان ۲۲ سال است. پس دلیل آزادی زود رس دارابی چه بود؟آیا دولت آلمان فرصت مناسبی را برای ساخت وپاخت با جمهوری اسلامی انتخاب نکرد؟. البته خانواده یکی از مقتولین جنایت وکانون پناهندگان سیاسی بز لین به آزادی غیر قانونی یک قاتل اعتراض کردند اما متعجب شدند که چرا هیچ اهمیتی به اعتراض آنها داده نشد؟ چرا اهمیت بدهند؟ وقتی از چند ملیون ایرانی خارج از ایران فقط اعضا ی خانواده یکی از مقتولین ویکی از کانون های پناهندگان معترضند خوب معلوم است دولت وقت آلمان ترجیح می دهد که به منافع سیاسی بیندیشد تا اعتراض یک جمع چند نفره. واز این گذشته وقتی این محکومیت می تواتست مهم باشد که ما از آن بهره بگیریم وبا استناد بدان حکومت را هر روز بیش از گذشته به انزوا بکشانیم اما ما که خود مدافع وآرایشگر هنر صادراتی شدیم وبه کیارستمی ارج گذاشتیم وافتخار کردیم ودستش را برای ساختن فیلمی که جنایت میکونوس را به سایه کشاند صمیمانه فشردیم چه اعتراضی می توانیم به دولت آلمان داشته باشیم؟
یک بار دیگر اظهارات صریح وروشن کیارستمی را نقل می کنم:
« این موفقیت فکر می کنم مرهون تصمیم گیری به جای همه آدمهایی است که فکر می کردند که حضور این فیلم میتو نه یک تاثیر مثبت روی اذهان عمومی در وضعیت فعلی که میدونید با گرفتاریهای عدیده ای که ما در اروپا ودنیا داریم( ترور کافه میکونوس) داشته باشد».
؛ کارنامه ما در برخورد با رژیم خلاصه شد به حمایت از،وابستگان حکومت، گروکان گیران، ملی/مذهبی ها ،تحکیم وحدتی ها ، بنیان گذاران سپاه، وسازمان مخوف واواک.بله ما خود کوشش های قاضی پرونده برای محکوم کردن تروریست های رژیم را بدست خود بی اعتبار کردیم.
 زیر نویس:
*یادآوری های داخل پرانتز را من افزوده ام
*نشریه توفان هم یک مطلب نوشت و نقش جایزه نخل طلای کن را در چهره سازی برای رژیم بعد از جنایت میکونوس مطرح کرد.
*جابر کلیبی از فعالان سیاسی در نوشتاری در نیمروز ضمن اشاره به نقش کیارستمی در بزک جهره رژیم. از نحوه مقابله من با صادرات سینمایی حمهوری اسلامی یاد کرد.
*بر اساس این جنایت آرمان نجم مقیم برلین نیز یک مستند طولانی ساخته است.
پرویز صیاد در سخنرانی هایش وکتابهایش علیه صادرات سینمایی ج. اسلامی شفاف سخن گفته است.
*مسلم منصوری بعد از خروج از ایران بما پیوست ودر هر موقعیت چهره واقعی هنرمندان سازشکار را نمایند.
*خلاصه این ماجرا در ویکی پدیا
در ماجرای ترور میکونوس که در رستورانی به همین نام واقع در برلین، آلمان و در تاریخ ۱۷سپتامبر ۱۹۹۲رخ داد، تعدادی از سران اپوزیسون کُرد به قتل رسیدند. این ترور تاثیر زیادی بر روی روابط بین ایران و کشورهای اروپایی داشت.]
از آنجا که از تاریخ ۲۳تا ۲۶شهریور ماه سال ۱۳۷۱کنگرهٔ جهانی احزاب سوسیالیست و سوسیال دمکرات در برلین در حال برگزاری بود، فعالین سوسیال ایران که عموماً از فعالین سیاسی ایرانی و مخالف جمهوری اسلامی ایران بودند از جمله صادق شرفکندی دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران برای شرکت در این مراسم به آلمان رفته بودند. در این میان دعوتی در روز ۱۷سپتامبر ۱۹۹۲از ۱۵الی ۲۰نفر از ایرانیان جهت حضور در رستورانی به نام میکونوس که صاحب آن فردی ایرانی بوده و پاتوق مناسبی برای ایرانی‌های مقیم برلین به شمار می‌رفت، صورت می‌گیرد. در روز جلسه شش نفر از دعوت شدگان در رستوران حاضر می‌شوند. که علاوه بر آنها دو نفر به صورت اتفاقی و صاحب رستوران (جمعاً ۹نفر) در رستوران حاضر بوده‌اند. ساعت حدود ۵۰و۲۲دقیقه ناگهان سه فرد مسلح وارد رستوران می‌شوند. یکی نزدیک در ورودی و دومی در قسمت جلویی رستوران می‌ایستند و نفر سوم نیز مسلسل به دست وارد قسمت پشتی رستوران که ۶ایرانی در آنجا دور یک میز نشسته بودند رفته و همه آنها را به رگبار می‌بندد. از جمع افراد حاضر در رستوران ۴نفر در جا کشته می‌شوند ویک نفر نیز به شدت زخمی می‌شود و چهار نفر دیگر نیز جان سالم به درمی برند.

احمدی‌نژاد نه نلسون ماندلا نه گاندی و نه خاتمی است

احمدی‌نژاد نه نلسون ماندلا نه گاندی و نه سید محمد خاتمی است وی را حتی نمی‌توان با آقای هاشمی که همواره در برابر هجمه‌ها و توهین‌ها پاسخی نمی‌دهد، مقایسه کرد.
به گزارش قدس آنلاین  صادق زیبا کلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران که همواره اظهارات و نظریه‌های سیاسی وی با رویکردهای مختلفی همراه بوده است این بار نیز در واکنش به سخنان رئیس دولت عنوان کرد که نباید برای موشکافی اظهارات احمدی‌نژاد به دنبال تحلیل سیاسی بود. وی که معتقد است میزان صبوری سید محمد خاتمی و آیت الله هاشمی را هیچ‌گاه نمی‌توان با محمود احمدی‌نژاد مقایسه کرد، تاکید دارد که منتقدین امروز رئیس جمهور که تا پیش از خانه نشینی وی در برابر تمام سیاسیت‌های او تکبیر می‌گفتند نیز در ایجاد وضعیت امروز کشور سهیم هستند. زیبا کلام علیرغم تاکید مجدد بر ائتلاف سران معتدل دوجناح برای معرفی کاندیدای ریاست جمهوری معتقد است که جریانی رادیکالی در جناح اصولگرا تن به چنین ائتلافی نخواهد داد.
صادق زیباکلام در گفت‌و‌گو با ایلنا اظهار کرد: من معتقدم آقای احمدی‌نژاد به لحاظ شخصیتی نه تنها صبور نیست بلکه از روحیه جنگده‌ای نیز برخوردار است که نمی‌توان از وی انتظار تسلیم شدن را داشت.
وی ادامه داد: احمدی‌نژاد نه نلسون ماندلا نه گاندی و نه سید محمد خاتمی است وی را حتی نمی‌توان با آقای هاشمی که همواره در برابر هجمه‌ها و توهین‌ها پاسخی نمی‌دهد، مقایسه کرد بنابراین زدن یک تلنگر به وی دریافت یک کشیده را به همراه دارد.
زیباکلام افزود: مخالفین احمدی‌نژاد اگر گمان می‌کنند که وی تمام شده است و لذا می‌توانند هر اندازه ممکن است از او انتقاد کنند، سخت در اشتباه هستند.
وی با اشاره به اظهارات رئیس جمهور خاطرنشان کرد: احمدی‌نژاد بار‌ها در سخنان خود این پیام را رسانده است که سایرین باید تا آخرین ساعاتی که وی دارای پست ریاست جمهوری است همچون سال 84 با او رفتار کنند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه دفاع احمدی‌نژاد همواره حمله به دیگران است، تاکید کرد: نباید برای اظهاراتی همچون «از کجا معلوم تا یکسال دیگر عمر دولت تمام بشود» به دنبال تحلیل سیاسی رفت زیرا ریشه چنین مباحثی بیشتر ناشی از ویژگی‌های روحی و شخصیتی یک فرد است ضمن اینکه تا اندازه‌ای نیز طبیعی است به گونه‌ای که نباید انتظار داشت که وی اعلام کند من پس از پایان دولت دهم همه قدرت را تحویل داده و خود به دنبال کارهایی که پیش از این دنبال می‌کردم، می‌روم.
وی با اشاره به نحوه واگذاری قدرت در ایران تصریح کرد: صرف نظر از آقای خاتمی و هاشمی، چند تن از مسئولان را می‌شناسیم که با طیب خاطر قدرت خود را واگذار کرده باشند بنابراین نباید فراموش کرد که احمدی‌نژاد ابو سعید ابوالخیر نیست که به راحتی قدرت را واگذار کند.
زیباکلام اضافه کرد: من معتقدم احمدی‌نژاد تمام تلاش خود را می‌کند تا به گونه‌ای درانتخابات یازدهم تاثیرگذار باشد و به شکل طبیعی از فردی حمایت می‌کند که دارای افکار نزدیک به او باشد.
وی با تاکید براینکه مشکل اساسی این است که اصولگرایان هیچ‌گاه پاسخ گوی عملکرد خود نبوده و نیستند، خاطرنشان کرد: کسانیکه امروز انتقادهای تندی را نسبت به احمدی‌نژاد وارد می‌کنند افرادی هستند که تا دیروز او را روی سر خود می‌گذاشتند اما نباید فراموش کرد نتایج سیاست‌های احمدی‌نژاد هر چه باشد اصولگرایان نیز دراین عملکرد هفت ساله به شکل مستقیم سهیم هستند.
زیباکلام در بخش دیگری از سخنان خود اضافه کرد: سهم جریان اصولگرا در وضعیت فعلی کشور اگر بیشتر از احمدی‌نژاد نباشد کمتر هم نیست.
این استاد دانشگاه ادامه داد: باید از اصولگرایانی که امروز با چنین شدتی از رئیس جمهور انتقاد می‌کنند پرسید شما تا پیش از خانه نشینی احمدی‌نژاد در اردیبهشت 90 از کدامیک از سیاست‌های وی انتقاد کردید؟
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری تصریح کرد: ایمان دارم که اجماع افرادی همچون خاتمی، هاشمی و ناطق نوری و معرفی یک کاندید مورد قبول دو جناح صحیح‌ترین فرمول راه حل کشور است اما از طرفی نیز معتقدیم اصولگرایان تندرو این راه حل را قبول نمی‌کنند زیرا آن‌ها تمام قدرت را می‌خواهند و حاضر به تقسیم آن نیستند بنابراین با هر پیشنهادی که منجر به روی کارآمدن اصلاح طلبان شود، مخالفت می‌کنند.
زیباکلام با تاکید براینکه رادیکال‌های اصولگرا اجازه ائتلاف این دو جناح را نخواهند داد، گفت: در مقابل جریانات میانه رو می‌دانند که تنها راه نجات کشور ائتلاف همه نیروهای معتدل مجموعه نظام است.

فضاسازی رسانه های اصولگرا برای اجرای حکم اعدام سعید ملک پور

جـــرس: رسانه های محافظه کار عمدتا وابسته به سپاه، دور تازه ای از تلاش برای تسریع در اجرای حکم اعدام سعید ملک پور، فعال سایبری را آغاز کرده اند.

به گزارش ندای سبز آزادی، سعید ملک پور، زندانی سپاه پاسداران و متخصص رایانه است که از سوی دستگاه قضایی ایران متهم به فساد فی الارض و محکوم به اعدام شده است. حکم صادرشده برای این دانش‌آموخته‌ی دانشگاه صنعتی شریف بر اساس اعترافاتی صادر شده که به گفته‌ی خود ملک‌پور «تحت شکنجه و فشارهای روحی و روانی و انفرادی‌های طویل المدت» اخذ شده است.

سعید ملک‌پور، در مهرماه ۱۳۸۷ به اتهام مدیریت سایت‌های پورنوگرافی فارسی‌زبان پس از بازگشت از کانادا بازداشت و پس از بیش از یک سال بازداشت در سلول‌های انفرادی بند دو-الف سپاه در زندان اوین، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد.

این فعال بازداشت شده توسط ماموران سپاه، پس از اعترافات اجباری که در شرایط نگهداری در انفرادی و شکنجه های جسمی و روحی از او گرفته شده است، در نامه‌ای به صادق لاريجانی گفته است که تمامی اعترافات او "تحت فشار زیاد، شکنجه، تهدید و وعده‌های دروغین مبنی بر آزادی به قید وثیقه، تسهیل شرایط و نرمش" صورت گرفته است. او در این نامه آورده است که در جلسات بازجویی که منجر به شکسته شدن دندان، دررفتن فک، عفونت در بدن و فلج شدن موقتی بخشی از بدن او می‌شدند تهدید به شلاق و تجاوز جنسی می شده است.

پیش از این، آرمان رضاخانی ، دانشجوی رشته مهندسی آی‌تی، هم‌بند سابق ملک‌پور، و یکی از برگزیدگان دهمین جشنواره جوان خوارزمی، شرح شکنجه های سعید ملک پور، وضعیت او در زندان و دلایل اصرار سپاه به اعدام او را توضیح داده و با اشاره به فشار سپاه برای تائید حکم سعید ملک‌پور گفته بود: "سپاه اصرار زیادی برای اعدام شدن سعید ملک‌پور دارد چرا که پرونده سعید را به عنوان یکی از اقدامات مهم خود جلوه داده و بابت آن رقم کلانی بودجه گرفته است. حال اینها احساس می کنند که اگر سعید اعدام نشود پروژه هاشان شکست می خورد."

وی همچنین درباره ملک‌پور گفته بود: سعید طراح برنامه بود و برای شرکت ثابتی کار نمی کرد بلکه براساس تقاضاها برنامه ها را طراحی می کرد و می فروخت. و یکی از برنامه هایی که سعید طراحی کرده بود دریکی از سایتهای پورنو استفاده شده است. سعید تنها طراح این برنامه بوده و با توجه به اینکه هیچ تصوری از اینکه این برنامه در چه سایتی استفاده می شود نداشته نام خود را همراه برنامه منتشر کرده بود.

شاهد گفته های آقای رضاخانی نیز، بیانیه مرکز موسوم به "بررسی جرائم سازمان‌یافته" سپاه بود که چندی بعد، از صدور حکم اعدام برای سعید ملک‌پور استقبال کرد. در این بیانیه به اعترافات تلویزیونی سعید ملک پور استناد شده و گفته شده "که این اعترافات عمق فاجعه را نمایان ساخت."

از سوی دیگر، نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر، زندانیان سیاسی هم بند سعید ملک پور، دانش آموختگان دانشگاه صنعتی شریف و بسیاری دیگر از فعالان اجتماعی تا کنون با انتشار بیانیه هایی نسبت به صدور این حکم اعتراض کرده و آن را ظلمی آشکار دانشته اند. اما در حالی که دستگاه قضایی تا کنون امکان اجرای این حکم را نیافته است، تعدادی از رسانه های حکومتی مانند خبرگزاری مهر و سایت تابناک دور تازه ای از تلاش برای سپردن ملک پور به طناب دار را آغاز کرده اند.

در گزارشی که خبرگزاری مهر در این باره منتشر کرده آمده است: "پس از گذشت هزار و ۲۵۰ روز از آغاز بررسی پرونده سعید ملک‌پور، مدیر سایت غیر اخلاقی آویزون و تأیید حکم اعدام او از سوی دیوان عالی کشور سرنوشت اجرای حکم در هاله‌ای از ابهام قرار دارد."

سایت تابناک نیز در این باره به اعترافات ملک پور در زندان سپاه استناد کرده و این زندانی را مفسد فی الارض خوانده است.

این در حالی است که در دو ماه گذشته اخباری از افزایش فشار بر این زندانی برای اعتراف دوباره تلویزیونی منتشر و گفته شد که او در برابر این فشارها مقاومت کرده است.